تبليغاتX
توحیدنامه

توحیدنامه

. اینجا همه چی درهمه .

هرچیزی نو و جدیدش خوبه اما رفیق کهنه اش... درسته که آنور آبی و ازهم دوریم اما هرلحظه بیادتم

+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/09ساعت 20:40  توسط ایوب  | 

سالخوردگان همان کودکان معصوم زمان خود میباشند، آنها را از خوردن بستنی و...محروم نکنیم.

+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/01ساعت 11:12  توسط ایوب  | 

گروه
 اینترنتی
 ایران
 سان

راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است، از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند پرهیز کن.

+ نوشته شده در  جمعه 1391/01/18ساعت 0:32  توسط ایوب  | 

خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییردهم

شهامتی که تغییردهم آنجه را که میتوانم

و دانشی که تفاوت این دو را بدانم

آمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/03ساعت 23:10  توسط ایوب  | 

آفریدگارا

من اکنون آماده ام که تمام خوب وبد وجودم را به تو بسپارم وتمنا دارم یکایک نقص های درونم را که سد راه خدمت به تو وهمنوعانم میباشد را برطرف کنی وقدرتی عطا فرمایی تا از این پس به خدمت تو کمربندم.

آمین

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/28ساعت 20:20  توسط ایوب  | 

امروز مجیدعزیز به همراه الهه جان ونوید نازنین به خانه من آمدند و حسابی خانه تکانی کردن چند روز پیش هم داداش عظیم گلم آمده بود وخیلی کمکم کرد بخدا نمیدونم با چه زبونی ازشون تشکر کنم فقط برای یکایکشون دعای خیر میکنم و براشون آخروعاقبت بخیری آرزو میکنم دم همشون گرم.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/12/26ساعت 22:19  توسط ایوب  | 

مرداب به رود گفت توچقدر زلالی رود پاسخ داد من جاری شدم و گذشتم تو نیز بگذر...
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/20ساعت 17:35  توسط ایوب  | 

طوفان با شمع خاموش کاری ندارد،بسوی تو میوزد چون روشنی، پس بخود امیدوار باش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/15ساعت 23:0  توسط ایوب  | 

ببینم داداش رای دادی؟خیله خب... حالا برو حالشو ببر.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/14ساعت 23:6  توسط ایوب  | 

شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/12/09ساعت 0:4  توسط ایوب  | 

برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد.

تو گفتی .آن غير ممكن است.

خداوند پاسخ داد.همه  چيز ممكن است.

 تو گفتی .هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد.

خداوند پاسخ داد .من تو را دوست دارم.

  تو گفتی .من بسيار خسته هستم.

خداوند پاسخ داد .من به تو آرامش خواهم داد.

 تو گفتی .من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم.

 خداوند پاسخ داد .من گامهای تو را هدايت خواهم كرد.

  تو گفتی .من نمی‌توانم خود را ببخشم.

خداوند پاسخ داد .من تو را ‌بخشیده ام

 تو گفتی .من هميشه نگران و نااميدم.

خداوند پاسخ داد تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار.

 تو گفتی .من احساس تنهايی می‌كنم.

خداوند پاسخ داد من هرگز تو را ترك نخواهم كرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/03ساعت 17:26  توسط ایوب  | 

ثمره کوششهای عاشقانه در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا میرسد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/30ساعت 22:4  توسط ایوب  | 

درزمان حال زندگی کنیم.

امروز: از همین لحظه آزادهستیم.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/28ساعت 16:58  توسط ایوب  | 

دوتا آدم برفی در دوطرف رودخانه عاشق هم میشن و از عشق هم آب میشن تا شاید وسط رودخانه بهم برسند...

تقدیم به اونایی که دوستشون داریم ولی ازشون دوریم.والنتاین مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/11/25ساعت 12:19  توسط ایوب  | 

قلب چراغ هاي مرا تكه تكه مي كردند
وقتي كه چشم هاي كودكانۀ عشق مرا
با دستمال تيرۀ قانون مي بستند 
و از شقيقه هاي مضطرب آرزوي من 
فواره هاي خون به بيرون مي پاشيد
چيزي نبود. هيچ چيز بجز تيك تاك ساعت ديواري 
دريافتم : بايد، بايد، بايد
ديوانه وار دوست بدارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/19ساعت 12:7  توسط ایوب  |